ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
15
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
ام بشر دختر ابو مسعود انصارى را كه نام ابو مسعود عقبة بن عمر است به همسرى گرفت كه زيد را براى او آورد . جعده دختر اشعث بن قيس را به همسرى گرفت و جعده همان است كه امام حسن را مسموم كرد . هند دختر سهيل بن عمرو و حفصه دختر عبد الرحمان بن ابى بكر و زنى از قبيلهء كلب و زنى از دختران عمرو بن اهتم منتصرى و زنى از قبيلهء ثقيف را به همسرى گرفت كه براى او عمر را آورد . زنى از دختران علقمة بن زراره و زنى از بنى شيبان از خاندان همام بن مرهّ گرفت و چون گفته شد آيين خوارج دارد ، طلاقش داد و فرمود خوش نمى دارم آتش زنهاى از ريگهاى دوزخ را بر گردن خويش بياويزم . مدائنى مى گويد : دختر مردى را خواستگارى فرمود . آن مرد گفت : با آنكه مى دانم تنگدست و بسيار طلاق دهنده زنها و سخت گير و دلتنگ هستى ، به تو دختر مى دهم كه از همه مردم و الا گهرترى و پدر و نياى تو از همگان برترند . مى گويم - ابن ابى الحديد - سخن آن مرد در مورد تنگدستى و بسيار طلاق دادن امام حسن درست است ولى در مورد سختگيرى و دلتنگى درست نيست كه امام حسن عليه السّلام از همهء مردم خوش خوى تر و سينه گشادهتر بوده است . مدائنى مى گويد : زنان حسن بن على را شمردم ، هفتاد زن بودند . مدائنى مى گويد : چون على عليه السّلام رحلت فرمود ، عبد الله بن عباس پيش مردم آمد و گفت : همانا امير المؤمنين كه درود خدا بر او باد درگذشت و جانشينى باقى گذاشته